ابراهيم عاملي ( موثق )
264
تفسير عاملي ( فارسي )
نداشته است و بوسيله ى وحى از عالم ديگر فرا گرفته است ، از اين جهت نقل اين سرگذشت ، مطلب مجعول ، و يا وسيله ى اغفال و سرگرمى مردم نبوده است ، بلكه چند مطلب در ضمن آن فهمانده شده است : 1 - جمله ى « إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّه مِنَ الْمُتَّقِينَ » يادآورى مىكند كه عبادت و قربانى نبايد موجب غرور بشود كه هر چه به نام تقرّب به خدا انجام شد قابل تقرّب و مورد قرب و قبول است ، بلكه تقوى و پرهيز - گارى لازم است تا عبادت و قربان وسيله ى تقرب و رسيدن بسعادت بشود ، چنان كه قديمىترين انسان با فهم ، اين را تشخيص داد ، و برادر خود را نصيحت كرد . براى روشن شدن مطلب اين روايت را نقل ميكنيم : مردى شنيده بود كه در قرآن گفته شده است : « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه عَشْرُ أَمْثالِها وَمَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها » يعنى : كسى كه كار خوب بكند ، ده برابر پاداش مىبيند ، و اگر كار بد كرد فقطَّ به اندازه ى آن كار بد مجازات مىشود ، او دو نان دزديد ، يكى را خورد و ديگرى را صدقه داد ، و با خود حساب كرد : چون دو نان دزديدهام ، مجازات من پس دادن دو نان است ، و چون يك نان به صدقه دادهام و احسان كردهام ، به پاداش آن ده نان به من خواهند داد ، و من دو دانه ى آن را بمجازات دزدى خود مىدهم و هشت نان سود من است با اينكه خود و ديگرى سير شدهايم ، ميگويند : اين قضيّه را حضور امام جعفر صادق عليه السّلام عرض كردهاند ، فرموده است : « إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّه مِنَ الْمُتَّقِينَ » يعنى فقطَّ عمل با تقوى پذيرفته مىشود و چون در اصل عمل تقوى نبوده است ، احسان و دادن قابل قبول نيست و در واقع احسان نيست تا ده برابر مزد داشته باشد . 2 - جمله هاى « قالَ لأَقْتُلَنَّكَ » ، و « لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ » ، و « ما أَنَا بِباسِطٍ » دو خوى متضادّ آدمى را معرّفى مىكند : يكى را حسد و غضب اسيرش مىكند كه قبولى و ناقبولى قربانى و برترى بسيار جزئى و كوچك موجب حسد او مىشود و به آن اندازه كه باز وسيله ى غضب او است تا آنجا كه برادر خود را ميكشد و عاقبت گرفتار زيان و نااميدى مىشود . دوم - را عاطفه و آدميت به جائى مىرساند كه در برابر برادر از خود دفاع نميكند و تسليم بمرگ مىشود ، اگرچه عاطفه و انسانيت اين برادر